۲. روزی زیرکی به ما پیام داد که "برو عشق کن " ! پرسیدیدم: با چه؟ فرمودند: با عشّاقت ...
عرض کردیم نمک بر زخممان می پاشید حکیم باشی؟!!
۳. دقت کردید یه وختهایی آدم از تنهایی کپک می زنه و حوصله اش سر میره و یک موقع های دیگه خاطرخواهات از سرو کول هم بالا میرن و گیج می شی چی کار کنی؟! از تو نیست. جدّی نگیر، تو هواست . مربوط به فصل جفت گیریه، خیلی جلوی خودت لُنگ پهن نکن!
۴. رفتیم موزه. جزئیّاتش بماند. سنگ دیوار موزه همان سنگهای پلّه ها و دیوارهای خونه مون در شیراز بود. اینقدر خنگ شدم که چند ساعت طول کشید... آنهم در راه رفتن یا برگشتن از توالت بود که تازه کشفش کردم!
۵. توصیه اکید بنده برای تمدد اعصاب: حمام یا استخر یا سونا . البته خلاقیت هم لازم داره.
۶. اوائل مزّه ء شراب رو دوست نداشتم ولی حالا فکر می کنم بی نظیره . باید از دوست جون ام تشکر کنم...