بعضی چیزها هستند که اصولاً دو طرفه هستند و هر کاری هم بکنیم یک طرفه نمی شه که نمی شه. مثل ارتباط، روابط دوستانه، عشق و از این جور حرفها. نکته ای که داشتم امروز بهش فکر می کردم این بود: تصور کنید یک راه هست که دو سر داره و هر کس فقط می تونه نصف راه را قدم برداره. بگین خُب! بعدش اون یک نفر هی قدم برمی داره و هر بار فقط نصف راه قبلی رو می تونه بره ، هی دوباره نصف و باز هم نصف! خوب این آدم هیچوقت به مقصدش نمی رسه، نزدیک می شه ولی رسیدن تو کارش نیست. حالا بگذریم که جیگرش خون می شه ولی اگه همون اوّل اون سر خط ، نصف راه را آمده بود اینقدر عزّ و جزّ نداشت!!
(چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی...)
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط ترنج
|