۲.این نسبیت لعنتی را که با تمام وجودت حس کنی، هیچ چیز، دیگه نه تنها کامل نیست که لذّتش هم نسبی میشه و قاطعیّت موضوع از بین میره.از طرفی خیلی سختی ها قابل تحمّل می شه.
۳. یه روزی رقیبت برنده است و یک روز دلت برای رقیبت می سوزه ..غافل از اینکه اینجا هیچ کس نیست جز اونی که فکر می کنه قدرت انتخاب داره!
۴. نمی دونم چرا اون چیزهایی که بقیه بهشون می گن "حال" اینقدر حال نمی ده که چیزهایی که بقیه بهش می گن "خسته"!
۵. دلم می خواد اینقدر سفالگر خوبی بشم که سنگ ... بسازم با طرحی که دوست دارم . فکر کن "چیهولی " یک سنگ قبر "جز جز" بسازه که از توی زمین عین شعلهء آتیش بیاد بیرون ...
۶. آبجوک من داره هی کاردستی درست می کنه. در کشوری که رنگ به نوعی ممنوعه و عقده شده، النگوهای رنگی درست می کنه... از جینگیل پینگیلهاش عکس گرفته و فرستاده، بهش گفتم از بافتنی ها و کیفهاش و بقیه پینگولهاش هم عکس بگیره ... عاشق روحیه اشم... و خیلی چیزهای دیگه اش!